احمد بن محمد ميبدى

432

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

آنگاه از شهود صفات به شهود ذات افتادند ، اوّل نظارهء صنع كردند پس از آن از صنع گذشته نظارهء صفات كردند ، باز نظارهء صفات بگذاشتند و نظارهء ذات كردند . مصطفى در نظارهء فعل گفت : خدايا من از عقاب تو به عفوت پناه مىبرم ، و در نظارهء صفت گفت : من از خشم تو به رضايت پناه مىبرم ، و در نظارهء ذات گفت : خدايا من از تو به خودت پناه مىبرم ! آنگاه از ديدن خود نيز درگذشت ، از صفات خود مجرّد گشت ، از مقام فنا گفت : ثناى بر تو را نتوانم شمرد ، باز قدم بالاتر نهاد بر مقام بقا از حقيقت افراد نشان داد ، كه مقام اول مقام استدلال است ، دوم مقام افتقار ، سوم مقام مشاهد ، چهارم مقام حيات و پنجم مقام بقا . پير طريقت به رموز اين معانى اشارت كرده و گفته : اى رستاخيز شواهد و استهلاك رسوم ، عارف به نيستى خود زنده است ، اى ماجد قيّوم ، همه در آرزوى ديدارند ، و من در ديدار گم ! سيل كه به دريا رسيد از آن سيل چه معلوم ؟ جهان از روز پر است و نابيناى مسكين محروم . خصمان گويند كين سخن زيبا نيست * خورشيد نه مجرم ار كسى بينا نيست ! [ آيات 56 - 42 ] ( تفسير لفظى ) 42 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ . از مشركان كسانى هستند كه مىنيوشند به تو ، آيا تو هيچ توانى كر را شنوانى ؟ هرچند كه كران نتوانند دريابند . 43 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ . از آنان كسانى هستند كه به تو مىنگرند ، تو هيچ توانى نابينايان را راهنمائى ؟ هرچند كه نتوانند دريابند . 44 - إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ . خداوند بر مردمان ستم نكند و اين خود مردم هستند كه بر خود ستم روا مىدارند ! 45 - وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ . آن روز كه آنان بهم جمع شوند گوئى كه ايشان را درنگى نبوده جز يك ساعت از روز كه آشنائى باهم ( در محشر ) فرامىدهند ! و آنان كه ديدار خداى را دروغ شمردند زيان‌كار گشتند و بر راه نبودند . 46 - وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ . اگر به تو بنمائيم آنچه را از عذاب كه به مشركان قريش وعده مىدهيم ؟ يا تو را پيش از آن بميرانيم ، در هر حال عاقبت بازگشت آنها بسوى ما است و آنگاه خداوند بر آنچه ايشان مىكنند گواه است . 47 - وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ . هر امّتى را پيغمبرى است ، چون رسول به ايشان آمد البته ميان ايشان كار را به داد برگزارند . 48 - وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . مىگويند : هنگام وعدهء رستاخيز كى است ؟ اگر راست مىگوئيد كه ما برانگيخته مىشويم ! 49 - قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ . بگو ( اى محمّد ) من نتوانم خويشتن را از گزند بازدارم و نه‌توانم سودى دريابم مگر آنچه خدا خواهد ، چون هنگام اجل ايشان دررسد ، آن هنگام نه يك ساعت پس شود نه يك ساعت پيش شود .